نظر علي الطالقاني

315

كاشف الأسرار ( فارسى )

ما چه خواهد بود ؟ مالت از ما بيشتر نيست و عشيره‌ات از ما عزيزتر نيست . گفت اگر اطاعت من بكنيد خدا شما را داخل بهشت مىكند و اگر معصيت كنيد شما را داخل جهنّم مىكند . گفتند جنّت و نار چيست ؟ پيغمبر ( ص ) از براى ايشان وصف كرد . گفتند ما كى به آنجا مىرويم ؟ گفت بعد از مردن . گفتند ما مىبينيم مرده‌هاى خود را كه استخوان شده‌اند و پوسيده‌اند . پس تكذيب ايشان به آن حضرت زياده شد . پس خدا خواب ديدن را احداث كرد . پس آمدند به نزد آن پيغمبر ( ع ) و خبر دادند به آنچه ديده بودند و تعجّبى در اين باب داشتند . پيغمبر گفت خدا خواست حجّت بر شما تمام كند ، اين حالت را بر شما وارد كرد ؛ بعد از مردن ارواح شما چنين خواهد بود ، هر چند بدنهاى شما پوسيده باشد ؛ روحهاى شما به اين نحو معذّب خواهند بود تا وقتى كه بدنهاى شما مبعوث گردد . 42 و احاديث در بقاى روح و بدن و قالب مثالى و وادى السّلام و بهشت برزخ و لذايذ برزخ و برهوت و جهنّم برزخ و عذاب برزخ بسيار است ، و در حقّ اليقين مجلسى ( قدّس سره ) مذكور است ، و چون بصير عارف را اين آيات و اخبار كافى و شافى است به همين اكتفاء شد . و چون به ذكر اين آيات شريفه و اخبار لطيفه تبرّك جسته ، قناعت نموديم ، زبان قلم را به يارى قائم عجّل اللّه فرجه در بيان نكات و اسرار چند گشوديم : اوّل ، بدان كه يكى از عمده جهات شدّت سكرات و تلخى دادن جان ، شدّت علاقه به اين جهان است . ملاحظه كن كه به هر درهم و دينار از مالت و به هر يك از دوستان و خويشان و اهل و اطفال و عيالت و به هر يك از اجزاء بدن از چشم و گوش و دست و پا و ساير اعضاء بدنت چقدر محبّت و علاقه دارى ؟ و چون رو به سفرى نمائى ، با آنكه نهايت اميد برگشتن دارى ، ببين در چه حال زارى . و مرگ امرى است و مردن چيزى است كه همهء اينها را يكباره به يك بار از تو مىگيرد و اينهمه علاقه‌ها و زنجيرها كه از تو به دنيا و به آنها بسته در يك طرفة العين مىگسلد و از هم مىپاشد . اگر همين مطلب را به تصوّر درست در آرى و به ميزان عقل بگذارى و درست بسنجى علانية مىبينى هنگامهء جان دادن را و معاينة مشاهده مىكنى سختى جان كندن را . پس اى عزيز بيا بر خود رحم كن و كم كم محبّت اين غدّار ناپايدار را از خود دور كن و آنچه به عنوان عاريه به تو داده‌اند و خواهى نخواهى از تو خواهند گرفت آمادهء تسليم باش و به قصد تملّك در امانت و عاريه غاصب و خائن مباش و تا توانى در حيات خود لا اقل به خرج كردن و